می دانی ؟
حتی صدای قلبم هم نمی آمد ...
انگار همه اش را برای نفس هایت شمرده باشم ...
حالا تمام شده بود .
نه اینکه ترسیده باشم ، نه ..
فقط میخواستم بگویم چرا نصف شب پا شدم 
و رفتم زیر تخت خوابیدم ، 
که خدا 
مرا بی تو نبیند .



تاريخ : پنج شنبه 16 شهریور 1396  | 05:28 ب.ظ | نويسنده : samane | نظرات 0
.: Weblog Themes By BlackSkin :.